زندگینامه جذاب و دیدنی بهرام رادان +عکسها و گفتگو

در این مطلب از وبسایت دانلود عکس جدید از آلبوم عکس مطلبی در زمینه ی زندگینامه جذاب و دیدنی بهرام رادان +عکسها و گفتگو مطرح شده است , همینطور برای مشاهده مقاله ها بیشتر در بیوگرافی از وب سایت دانلود عکس بازیگران مقاله ها بیشتری را مشاهده فرمائید .

تک عکس تصویر زیبای بهرام رادان

بیوگرافی و زندگینامه

بهرام رادان هنرپیشه و خواننده اهل ایران متولد هشت اردیبهشتماه۵۸  در تهران میباشد و ۳۸ سال سن داراست .اصلیت او تهرانی می‌باشد . رادان دارنده مدرک مدیر بازرگانی از دانش گاهآزاد تهران می‌باشد .استارت بازیگری : بهرام رادان کار هنری خویش , را از سال ۱۳۷۹ با بازی در فیلم شور عشق و علاقه ساخته نادر مقدسشروع نمود .رادان برنده سیمرغ بلورین شایسته ترین هنرپیشه نقشنخستین مرد از بیست و دو‌مین فستیوال بین‌المللی فیلم فجر برای فیلم شمعی در باد شده‌است .

خوانندگی  وی علاوه بر بازیگری هم در میدان خوانندگی هم فعالتنموده است و آلبومی به اسم روی دیگر هم از اوپخش شده‌است .

عکس تصویر زیبای بهرام رادان

ماجرای ازدواج و همسرش

بهرام رادان تا به امروز ازدواج نکرده است و مجرد میباشد .چندین روز قبل او با انتشار یکعکس در کنار یک زن دربرگه اینستا گرامش خبر عروسی اش را داد ! البته این خبرحقیقت نداشت و دروغ سیزده وی بود ! این عکس در واقعمرتبط با حضور وی در یک فیلم آمریکایی هست .


گفتگو و مصاحبه با بهرام رادان


شما از کم بازیگرانی می‌باشید که از او‌لین فیلم‌تان , شورعشق و علاقه , تحت عنوان رخ دیده شدید و اولی نقش‌تان یک نقش کاملاً جوان‌اولی بوده است . زمانی کارتان را آغازکردید چه‌قدر نسبت به‌این شرایط با خبر بودید؟ این شهامت که نقش اولیه باشید و  یک  باره فیلم را به دوش بکشید از کجا در شما پیدا شد؟ اصلاً به‌این مسأله تامل می‌کردید؟

روزهای نخستین که برای شور عشق و علاقه گزینش شدم نمی دانستم نقش اولم . آن دوره بازیگرانی مانند ابوالفضل پورعرب , محمدرضا فروتن و فریبز عرب‌نیا مطرح بودند وشایسته ترین نقش‌های فیلم‌ها را بازی می‌کردند . تاملمی‌کنم‌ قرمز جدید نمایش شده بود و فیلم و بخصوص نقشی که محمدرضا بازی کرده بود روی نگاهم به سینما و بازیگری تاثیر نهاده بود , ; یک جورهایی برایم راسکول نیکوف را تداعی می کرد .با اینکه ضدقهرمان بود , عصیانی را داشت که درپی اش بودم. روزهای نخستین ورودم بیشتر با هیجان زرق و برق ظاهری سینما همراه بود تا احساس جوان اولین , این‌ها تمامیاتفاقاتی بود که در درازمدت و بتدریج بوجود آمد . یعنی آمدم و وارد گود شدم و باقی اتفاق‌ها به دنبالش آمدند . در اولیگام ملاقات با مخاطبم , شورعشق در فصل‌تابستان ۱۳۷۹نمایش شد و فورا در شهرستآن‌های مختلف‌ رکورددار فروش شد , با این واقعه دنیای شهرت برایم شروع شد و من‌رابیشتر نسبت به سینما کنجکاو کرد .

هیجان داشتید؟

خیر , واقعاً آن قدرها هیجان‌زده نبودم . داستان این چنینبود که مثلاًروزنامه‌ها می‌نوشتند‌ شور عشق و علاقهپرفروش‌ترین فیلم سال در شهر مشهد مقدس شد . چون‌شور علاقه نخستین درشهرستآن‌ها نمایش شد وبعد به تهران آمد . و این منرا کنجکاو می کرد در رابطه این فن و مخاطبینم که بتدریججزوی از زندگی فن اییم شدند , اکثربدانم . البتهیک محرمانه اتفاق‌ها نیز به‌زمین‌خورد که سببشد آن حباب کاغذی کبر و غرور در آن مقدمه ساخته نشود ;لااقل برای اینجانب . این قبیل اتفاق‌ات , احساسات و شور به وجود آمده در من‌را متعادل می کرد . ‌ شور علاقه فروش عجیب‌وغریبیکرد
یادم است آن سال بیش‌ترین فروش را در نمایششهرستآن‌ها داشت و در تهران سو‌مین فیلمپرفروش شد ; سو‌مین فیلم در تهران آمار خیلی خوبیبود .تصور کنید آن سال‌ سگ‌کشیآقای بهرام بیضایی اکران بود ;اولی فیلم بیضایی پس از دهه در صدرفروش قرار داشت با کلی هنرپیشه اسمی . درمقابل ما بودیم , شورعشقو دوهنرپیشه ناشناس . آنگاه گروهی از منتقد‌ین ‌آمدند یک چیزیبه نام زرشک زرین به فیلم ‌دادند .شرایط فعلی با خودم فکرمی‌کنم در‌صورتی‌که به جای این مسیر این طور میشد که‌این فیلم نیز مورد شانس مردمانواقع می شد , نیز مورداقبال منتقدان قرار می‌گرفت و نیزبرای مثال بازی اینجانب دیده میشد , ممکن است  به عبارتی آغاز فعالیت نابود می‌شدم . انتظارات بالامیرفت واقتدار کنترلش از توانم بیرون می شد , برای همین تاءملکنم خوبتر همین شد که کم کم همگی چیز بوجود آمد .یعنی ما به ندرت آمدیم , دیده شدیم و ماندیم در هرصورتدر آن سالها رضا گلزار با سام و نرگس آمد که فکرکنم ۱سالبعداز شور عشق و علاقه نمایش شد , به عبارتی وقتها شهابنیز با رخساره آمد .

تصویر زیبای بهرام رادان

ولی شهاب حسینی آن موقع بیش‌تر تلویزیونی بود . درخشش شهاب در سینما در ده سال ۸۰ آغاز شد .

داریم فکر   میکنم حامد نیز پس از ما آمد . ولی نه , حامد  سالها یک فیلم داشت به اسم‌ آخر بازی که آقای همایون اسعدیان ساخته بودو برای به عبارتی نیز نامزدشایسته ترین هنرپیشه نقش نخستین مرد شد .

حامد بهداد  جایی که دیده شد  نقش کامل کننده فیلم‌ بوتیک بود و سریال‌ صبح روزی که متولد شدم .

آن موقع بود که کم‌کم مسئولیت ساخت شد . بخصوص برایاینجانب . زیرا آدمی بودم و هستم که نقد‌ها را می خوانم و پیگیرنظر‌ها هستم . دلمنمی‌خواست به قولشما آن جوان‌اول الکی کهآمده به‌واسطه چهره‌اش آوازه پیداکند باشم . بیش‌تر دنبالمحبوبیت ومقبولیت بودم . برای همین بود که از فیلم هفتمم «گاوخونی »تا فیلم هفدهمم « سنتوری» سراغ امثال بهروز افخمی « دو بار » و رخشان بنی‌اعتماد « دوبار » وپوران درخشنده , سیروس الوند , مسعودکیمیایی « دوبار» ,ابوالحسنداودی و داریوش مهرجویی رفتم . یعنی با این کهنقش‌ها گهگاه خیلی مختلف بودند باز فعالیت میکردمتجربه‌شان کنم تا آن قالب جوان او‌لین را بشکنم . همتکردم تعادلی را بین کارهایم به‌وجود بیاورم و به یکسمت خم نشومو تصور می کنم دریافت دو سیمرغ در‌این مقطع نشانبخشید که به بیراهه نرفتم .

در‌این فرآیند آن‌چه راجع‌به شما عرض‌اندام می کند ,احتمال دارد در زمینه ی تمامی بازیگرانی که باهوش‌ترهستند و گرفتاری دارند درستی می کند , گرفتاری گزینش است .یعنی به عبارتی ‌شور عشق و علاقه به آنگاه به لحاظمی‌آیدکه روی انتخاب‌ها تأمل می‌کردید . احتمال دارد بعضی‌هاصحیح نیز درنمی‌آمده یا این که آن چیزی که اندیشهمی‌کردید نمی‌شده . چه‌طور فیلم به فیلم خودتان را شناختید؟ذوق وسلیقه خودتان را چه‌طور پیدا کردید؟ چه طور بهرام رادان را ساختید؟ زیرا این طور که معلوم است تفاوت‌هاییبین این شمایل با شمایل روز اولیه به‌وجود آمده و آشناییصورت گرفته است .

پاسخ این سؤال خیلی دشوار است زیرا تمامی چیز قدم به قدم ساخته شد . نظیر شمایل یک مجسمه یا این که تکه های یک جورچین , شما تراز به مرحلهبا ابزاری که در اختیاردارید آن را درست می کنید . اینجانب مدام به هنرپیشه‌های نسل جوان‌تر نیز میگویمکه شمانباید بنشینید در انتظار که فلان کارگردان بزرگسراغ‌تان بیاید . شما با دقت به پیشنهاد‌هایی که دارید هترین تعیین را میکنید . من‌ بدترین فیلمهایم نیزمن‌ بدترین فیلمهایم نیز شایسته ترین انتخابهایم بوده در طول خودش . صحیح یا این که نادرست , آن موقع تصوری داشتم و افقی رامیدیدم و بدنبالش رفتم .آن گاه از‌ شورعشق , آبی را فعالیت کردم زیرا ستاره‌ای بهنام هدیه تهرانی کنارم بود که می‌دانستم منجر میگردد این فیلم دیده شود . سپس ساقیرا فعالیت کردم , تاءملمیکردم صرفا کسی هستم که بار فیلم را به دوش می کشدو برایم چالشبود . آن‌گاه آواز قو را بازی کردم زیرا تاملمیکردم نقش عهد و پیمان فدایی , عصیانی که می‌خواستم فریاد کنم را داشت . بین همین چهارتادوتا آن میانه دیدهنمیشود , سپس یک‌دفعه‌ آواز قو دیده  می شود . به هرحال هر دوره وضعیت خودش را دارااست . سال هشتادبیش تر در دفتر‌ پویافیلم فعالیت ‌کردم و دلم می‌خواست فعال تر باشم . فیلم موفق‌ آوازقو و بعد‌رز زردرنگ را داشتم ,سپس عطش را فعالیت کردم , زمانی عطشم برای دیدهشدن فروکش کرد , تغییر تحول مسیر دادم . خواسته این است که ; انگیزه ; چیزی نبوده که از قبلفکر شده باشد واینجانب تنها اجرایش کنم , تکه‌تکه های پازلی بوده که هر تکه‌اش را با دقت به تجهیزات , هوش , قدرت , استعداد و شانسی که در هر زمان داشتم , فراهم می‌کردم و کنارهم می‌چیدم
حالااین‌که تا چه حدموفق یا این که تا چه حد ناموفق بودم ,قضاوت ش بحث دیگریست , البته اینجانب تمام تلاشم را در آن زمان کرده ا م . درصورتی که با دانش , تجربه و سواد الانم برگردم آپ دیت نخستین و مجدد بخواهم آن مسیر را طی کنم , خیلی از آن امور را انجام نمی‌دهم یا این که خیلی از کارهایی را که نکردم انجام می ‌دهم . اگر چه به نظرم آن کار‌هایی که کردم و برنده نبودند هر مورد درسی داشتند که بعد‌ها توانستند کمکم نمایند .

عکس آتلیه تصویر زیبای بهرام رادان

فرآیند آگاهی از کجاآغاز شد؟ از کجا بهرام رادان واقف شد به موقعیتی که دارد؟ به چهره ای که قادر است باشد؟ و این کههدفمند بودید و خواسته ها و آرزو‌هایی داشتید یا این که نه؟این رابطه با مخاطب و پرسونایی که شرایط کنونی از بهرام رادان صورت گرفته چه‌قدرنتیجه تصمیم‌ها و آگاهی خویششما بوده؟

همانگونه که گفتم روزاول چهره ای قطعیوجود نداشت .پازل‌ها روی برگه سپید کم‌کم چیده شد و هم‌چنان نیزدارااست چیده میگردد . نمیشود بشر یک قالب را برای خودش در لحاظ بگیرد وبه سمت آن قالب برود زیرا آن قالب میبایست در زمآن‌های گوناگون وبا تغییر‌و تحول مخاطبان ,تغییر تحول صورت پیدا ‌کند و کامل‌تر ‌شود .مخاطباصلی سینما مجموعه سنی هجده تا سی‌وپنج سال است.  به‌این مفهوم وجود ندارد که کم‌تر و بیش‌تر از این سن‌ین مخاطب نیست , کم‌تر و بیش‌تر از این باره سنی ,سینما برایش به مقدار این‌ها خیلی مهم نیست . خیلی ازمردمان زمانی سن سی‌وپنج سال رارد می‌نمایند به علتشرایط و گرفتاری‌های زندگی , تشکیل خانواده , فعالیت و… کم‌تر به سینما قیمت میدهند و همین طور اشخاصی که زیر سن هجده سال می‌باشند زیرا اکثراً دانش‌آموز میباشند وسرشان به درس و مدرسه گرم است و اختیار رفت‌وآمدشان با والدین‌شان است , هنوز بخشی از طرفداران جدی سینما بهاکانت نمی‌آیند . اینگروه هجده تا سی‌وپنج سالی کهالان مخاطب سینما می باشند با آن مجموعه هجده تا سی‌وپنج سال پانزده سال پیش , زمان استارت فعالیت اینجانب ,خیلی فرق کرده‌اند .

چگونه مخاطب‌تان را میشناسید ; چه آن زمان چه الان؟

آن دوره کمتر شناختداشتم و بیش‌تر به اطراف خودم نگاهمیکردم ; شرایط کنونی بهلطف شبکه‌های اجتماعیبیش‌ترمیتوانم کنارشانباشم و نظرهای‌شان را بدانم . این فعالیتکمکم مینماید با نظرات و تفکرات و سلیقه‌شان آشنا شوم .قبلاً صرفاً از دوست , آشنا وآدم‌های دوروبرمنظرسنجی میکردمو جهان‌بینی اینجانب به آنها و نظرهای‌شان محدود میشد ,اماالان گسترده‌تر شده . پرورش اینجانب با مخاطبم صورتمیگیرم .

در جلسه‌هایی که درتیم خودمان داریم , خیلی وقت‌ها این‌ها راچک میکنیم ; اینکه مردمان شرایط فعلی دارا‌هستند به کدام سمت میروند , این فعالیت را انجام بدهیم , اینفعالیت راانجام ندهیم و… . اینجانب اصولاً به مشورت کردنو مشاوره خیلی اعتقادوباور دارم و گروه کوچکخودم را دارم کهمدام با آنها مشورت کردن میکنم . نمیخواهم نام اینفرآیند را «علمی» بگذارم البته میتوانم بیان کنم فکرشده ماجرا‌ها را پیش میبریم . این نیز نمیباشد که هر اتفاقی که از اینمسیر اندیشه عبور مینماید الزاماًبه موفقیت ختم شود ;مورد این است که به آن اندیشه کردیم و اتفاقاتی که بعد از آن می‌ افتد را میتوانیم تاحدودی پیش‌بینی کنیم . هرچه‌قدر کهبخواهید در یک مقام بمانید , حضورتان , حرفتان  ,سکوت‌تان , بیش‌فعالی‌تان , کم‌فعالی‌تان و کلیه این‌ها بایستیحساب‌شده باشد . یعنی وقتی احتیاج است که شما خموشیفرمائید , هنگامی احتیاج استحرف بزنید , هنگامی حضور پیدانمایید و هنگامی حضور نداشته باشید .

بهرام رادان و مهران مدیری

در سینمای عالم , بین چهره‌های جوان‌اول و قهرمان فیلم‌ها ,مدام اشخاصی بودند که در یک قالب باقی ماندند نظیر جان وین , همفری بوگارت و… که همیشه در یک قالب خاص بازی کردند . ولی به نظر می آید بهرام رادان از آن جور بازیگرانی است که عشق داراست نقش‌های متعدد را تجربه نماید و در سال‌های استارت فعالیت پس از دیده شدن , در جهتآزمودن نقش‌های متفاوت و ثابت توانایی‌های بازیگری‌اش رفته . چه‌قدر برای شما این مسأله ثابت قدرت بازیگریگرفتاری بوده و چرا گرفتاری بوده؟ چرا حس می‌کردید می بایست اثبات شود که هنرپیشه توان می باشید و می‌توانیداز پس هر نقشی برآیید؟ آن پرسونای قهرمان , عصیانگر , گلایه مند و ناسازگار شما‌را به مقدار کافی ارضا نمی‌کرد؟

ارضاکننده بود البته نکته این‌جاست که همیشهدلم می خواهد ازاین‌که تیتراژفیلم تمام میشود , تماشاگر بهرام رادان را از خاطره پیروز شود و در قالب شخصیت فرو برود . در حالتی‌که این بشود اینجانب میتوانم تامل کنمکه یکهنرپیشه عالی هستم . از طرفی این عبور از قالب‌های رایج و تعریف‌شده در تعدادی فیلم واقعه میفتد و بعد از آن مجدددر فیلمی کارایی میکنم به پرسونای آشنای خودم برگردم وهمان آدمی بشوم که خیلیها به اینجانب میگویند : تو خودت بودی البته این جانب آن را نیز فکرشده انجام می ‌دهم .مهمترین هدفی کهدارم این است که تماشاگر هم زمان طییکسال کاری , نیز منِ من‌را ببیند و نیز قالب‌های گوناگونشخصیت را ; جدا از اینکه تا چه اندازه در هر یک از آنانبرنده باشم . یعنی در شرایطی‌که تامل کنیم که به صورتمیانگین اینجانب در یکسال دو فیلم بازی کنم ; یک فیلم را به باخت قیافه , شخصیت و نقشی که از اینجانب توقعنمی‌رود اختصاص میدهم و دیگری اتفاقی کهتمامی دوست دارا‌هستند یا این که به آن عادت کرده‌اند .

این آزمون‌وخطا و رفت‌وبرگشت در میزان فروش فیلم‌های شما تأثیر نداشته؟ به حیث می آید در سال‌هایاخیر آن چهرهپرفروش قبلی نیستید .

چرا اما اینجانب هیچ‌وقت بازیگربفروش نبودم و هیچ‌وقت قصد نیز نداشته ام که بفروش باشم . مدام دنبال نقش‌هایی که دوست داشتم رفتم . دنبال کاراکتر بودم و دنبال درآوردن آن خاص در کارنامه کاریخودم . هیچ زمان , هیچ جا ندیدم ازاینجانب تحت عنوان هنرپیشه بفروش اسم ببرند . یک فیلمم اگرفروخته , صرفابخاطر حضور اینجانب نبوده واساسااینجانب هیچ‌وقت به جهت اینکه یک فیلم می آید که بفروشد نرفتم در آن بازی کنم . یا این که آن کارگردان به دلیل اینکه بهرام می فروشد نیامده مرا تعیین نماید .چندین توانایی‌های دیگر بوده . اساساً کمیت آن قدر دغدغه‌اموجود ندارد که کیفیت میباشد . چه بسا هیچ‌وقت دلمنمیخواهد همهایران طرف‌دار اینجانب باشند , دلم می خواهدطبقه‌ای طرف‌دار اینجانب باشندکه از نظر فرهنگی بی نیازباشند . هنگامی با مخاطبانم درارتباط هستم تعدادشان برایمچندان اهمیت ندارد , کیفیت‌شان برایم حساس است ; اینکهاز چه طبقه اجتماعی و فرهنگی و تراز سوادی می باشند , اینکلیدی است که با قوه درک طرفدارم باشند نه بخاطرچهرهفیزیک

زندگینامه جذاب و دیدنی بهرام رادان +عکسها و گفتگو

در هر حال شما چهره یی از خودتان ارائه دادید که احتمال دارد در گوشه ای ناآگاهانه بوده اما با اهمیت این استکه‌این تصویر صورت گرفته . هیچ‌وقت اندیشه نکردید که‌ایننفروش بودن قادر است به آن تصویرلطمه وارد نماید ; اصلاًآرم مخدوش شدن آن تصویر باشد؟

نفروش بودن با قیمت دادن به کیفیت بازیگری و فیلم متعدداست . این که شما می گویید می تواند تعریفه مان‌ جوا‌ن‌اول که دنبالش می باشید , باشد . درعین هم اکنون خیلی از همکارانمن نظرهای برعکس داشتند و دارا‌هستند و خیلی‌های‌شان خودآگاه یا این که ناخودآگاه در ادامه کمیت و فروش رفتند .

البته حالابرعکس‌اش را فکرکنید , شما بازیگری می‌باشیدکه‌این ناکامی شخصیت را از ابتدا به تماشاگر نشان داده‌اید ,تماشاگررا با این توشه آورده‌اید , وی شمارا پذیرفته است ;اکنون زمانی نقش یک عضو داعش , یک انسان جلادکه سرمیبرد را بازیمی‌کنید , تماشاگران که از تالار سینما خارجمیایند نه‌تنها از شما بدشان نمی‌آید که بیش‌تر نیز خوش‌شانمی آید و می گویند عجب نقشی را بازی کرد .

زیرا به‌این مراحل عادت کرده‌اند که‌این شکست‌ها را ببینند .آنها فهمیده‌اند قهرمان آن ها برخی مواقعکتک نیز می خورد, بعضیمواقع سارق نیز میگردد , بعضیمواقع قتل کننده نیزمیگردد , بعضا مواقع ممکن است اصلاً قهرمان ماجرا نباشد و قهرمان روایت کس دیگری باشد . این‌ها به نظرم دردرازمدت به رده یک هنرپیشه یاری می‌نماید . در لحاظ بگیرید بازیگری پنجاه سال سوابق بازیگری دارااست . آنگاه ازگذشتسالیان کار , کارنامه‌اش را جلویشما می گذارد .

مرورکه می کنید , می بینید که چه‌قدر خاطراتگوناگون از شخصیت‌های متعدد , بوسیله این هنرپیشه در ذهنیت شماصورت گرفته و به یاد ماندنی شده‌است . ولی در آن مواقعیکه شمامثال می‌زنید , آنگاه ازپنجاه سال کارنامه‌شان را کهمرورمی کنید , میبینید که اینبازیگر همگی جا یک نفر بوده . یک نفر که تنها درقالب قصه‌های گوناگون رفته . نظیر به عبارتیجان وین . جان وین یک شخصیت یکسان دارااست که مدامانتهای ماجرا برنده میگردد ولی اینجانب دلم میخواهدکاراکترهای مختلف را تجربه کنم ; یک بار سارق , یک بارآدم کش , یکبار جراح , یک بارخلبان و… ولی نمی خواهم بین این دو روش ارزش‌گذاری کنم البته اینجانباین شیوه دوم راانتخاب کردم

به حیث می‌آیدشما چندان گرفتاری جوان‌اول شدن ندارید و میل به لذت بردن از نقش‌های متعدد در شما

غلبه دارد

بله , لذت این برای اینجانب بیش‌تر است . منروزی را دوست دارم ببینم که تعداد فیلم‌هایم به صدرسیده و شما صد نقشگوناگون را بازی کرده باشم . اما یک مدل بازیگری نیز است که چه بسا یک بار نیز تغییر تحول نمی کند و مدام  . به خودش نیز که می گویید مثلاًفلان نقش مال کدام فیلم‌تان است می گوید نمی‌دانم , زیرا فرقی نمیکند ,چه بسا صورت نیز  صورت است , شخصیت به عبارتی شخصیت است . در دوران سینمای کلاسیک این موردپاسخ می‌داد اما حال حاضر کم‌تر پاسخ میدهد .

تصاویر تصویر زیبای بهرام رادان

به هر حال دست‌وپارا می‌بندد . بر فرض شما در موقعیتمعمولی احتمال دارد یک سیگار را آسوده روشن نماییدولی با این حالت بهرام رادان نمی‌تواندیک سیگار بکشد یا این که چه بسا خوراک میل کردن در یک رستوران و خیلیمساله معمولی دیگر ; آن نیز امروزه که هر موبایل موبایلیقابلیت تصویربرداری و عکاسی داراست .

سیگار بحث دیگری است , اینجانب خودم سیگاری بودم .یکی‌از دلایلی که سیگار را ترک کردم همین بود که دوست نداشتم مردمان مرا با سیگار ببینند . حال حاضر جامعه داردبه سمتی می رود که مردمان سلامت میباشند , پرانرژیمیباشند وانرژی مثبت خو بی  دارا‌هستند و ما نیز میرویم به آن سمت .

هیچ‌وقت شده در امر مساله روز , صرف این برهان موضع بگیرید که از اینجانب شمایلی در ذهن مخاطب تشکیل شدهپس دراین باره توقع دارد این شمایل موضعی بگیرد یا این که واکنشی نشان دهد . این می‌تواندشامل مساله متفاوتباشد مانند همین مورد اخیر , ماجرای سطل آب یخ .

اینجانب تلاش میکنم یک تعادل بین خواست درونی‌ام و انتظاریکه از اینجانب به‌وجود آمده برقرار کنم . هر وقت حسمی کنم که خودم رغبت دارم و توقع اجتماعی نیز ازاینجانب موجود هست , آن زمان با توان بیش‌تری آنفعالیت را انجام می ‌دهم . معمولاً هنگامی توقع اجتماعیکم میباشد اینجانب نیز کم‌تر مایل هستم واکنشی نشان دهم . در صورتی نیز در‌این مورد ها کاری انجام دهم یا این که واکنشی نشان دهم برای دل خودم است .همین طور برعکس , درصورتی که رغبت اجتماعی وجود داشته باشد البته میل فردی نباشدباز نیز آن رغبت اجتماعیمنرا در سوی انجام آن عمل ترغیب می‌نماید . در هر حالاین مسئولیت اجتماعی , مسئولیتبزرگی است و انسان را به آن سمت می‌کشاند . برای این که اینجانب مسئولیت اجتماعی دارم و موفقیت ما این است که مردمان مارا دوستداشته باشند . خیلی بایستی حواس‌مان به‌این باشد که آدم‌هایی دوست‌داشتنی باشیم ; ولو اینکه چهارچوب زندگی فردی ,راحتی و آرامش‌مان زیر تأثیر قرار بگیرد .

چه‌قدراز این قصه به کارگردانی که با وی فعالیت می‌کردید برمی‌گردد؟

خیلی , کلاً کارگردان کارش ساماندهی است و نفر انتها در تصمیم‌گیری است . در شرایطی‌که وی تأیید نکند هیچ کاری انجام نمیشود .هیچ‌وقت شده بگویید اینجانب ستاره‌ام و طرح‌های خودم را دارم و آن طرح و ایده خودتان را به ‌فیلم‌نامه یا این که در ترازساخت به کارگردان زور کنید؟

خیر اصلاً , ربطی ندارد . هنرپیشه راز صحنه وارد نقش می شود و آن نقشبر پایه ‌فیلم‌نامه و طرح کارگردان اجرا میگردد .اینجانب درکوچه و خیابان و بین مردمبازیگر هستم ,سرصحنه که بهرام رادان نیستم . راز صحنه علی , اشکان , عهدو… هستم . آن‌جا کارگرداناست که تصمیم می گیرد , کلاماواست که کلام انتها است ; اینجانب می توانم با وی دعواکنم البته در صورتیقانع نشد , نشده دیگر و زیرا پذیرفتم کهآن فعالیت را انجام بدهم ناچار هستم آن طور که از اینجانب خواستند بازی کنم .

درین چندسال که فعالیت کردم به خاطره ندارم برخلاف میل کارگردان کاریکرده باشم . ولو این که گفته باشند فعالیتغلطی را انجام دهم , گفته‌ام که‌این به حیث اینجانب اشتباهاست , کارگردان خواسته ومن آن عمل را انجامش دادم .صرفنظر از این که ابعاد بدین نتیجه رسیده باشم که خطامی کردم یا این که کارگردانم اشتباه می‌کرده .

با کارگردان‌های قدیمی‌تر , لژنشین‌ها , چه‌طور؟به هر اکنونشما با کیمیایی , مهرجویی , بنی‌اعتماد , افخمی و…کار کردید .با آنان چه طور , هیچ‌وقت از این مدل دیالوگ‌ها با آنانبرقرار کردید یا این که گفتید معلم میباشند و هر چیزی که بگویند می بایست درسکوت صورت بپذیرد .

نه , مدام دیالوگ بوده , دیالوگ که ایرادی ندارد .کارگردان‌های قدیمی‌تر لم خودشان را دارا هستند , نمی شودبیان کرد قدیمی‌ها می‌پذیرند , جدید‌ها نمی‌پذیرند یا این کهبرعکس . هرمورد از کارگردان‌ها لم خودشان را دارا‌هستند .قدیمی‌ها یک رگ خوابدارند و بایستی از آن سمت با آنهاکلام کرد و جدید‌ها یک گونه رگ خواب دیگر . نهایتاً کارگردانمی بایست به‌این فیض رسد کهحرفی که شما می‌زنید ربطی بهکمیت فعالیت ندارد و صرفا به محصول آخری که فیلم باشد می پندارید , و بدین اعتقاد رسد که هر دیالوگی را می‌توان با وی درمیان گذاشت .

بایستی بدین اعتقاد و باور رسد که‌این فرد دارااست به نفع فیلم اینجانب صبحت می‌کند خیر صرفاًبه نفع بیش‌تر دیدهشدننقش خودش . یعنی قضیه این است که در فیلم‌های ماندگار‌تر حضور پیدا کنم , و آن ماندگاری به نفع اینجانباست . شما فیلم‌های قبلانقلاب را نگاه نمایید ; ‌ فیلمهایبخش اعظمی بودند که در حین خویش گیشه را ترکاندند امافراموش شدند , برای اینجانب ماندگاری اصل است تا این کهدر یک دورهزمانی رخداد خاصی بیفتد و آن فیلم فروش آن‌چنانی داشته باشد و آن گاه هیچ‌کس یادش نیاید که‌ آن فیلم چی بود و اصلاً چه‌قدر فروخته بود . آری ترجیح این است که هر دو در کنار نیز باشد , هم شانس عمومی و نیزماندگاری , اما این رخداد کم پیش میاید . برای فیلم‌هایمتعددی این رخداد نمی‌افتد .

عکس بچه کی تصویر زیبای بهرام رادان

عکس بچه گی بهرام رادان

یعنی بهرام رادان میخواهد بنز باشد؟

قصه این است که اینجانب میخواهم فاکتورهای اصلی دررشته ام را در سطح ها بالا نگه دارم در حالی که یک تعادلنیز بین‌شان باشدولی مدعا نیستم که اینجانب سوپراستارترینهنرپیشه ایرانم یاپرمخاطب‌ترین بازیگرهستم یا این کهبیش‌ترین فروش باحضور اینجانب در یک فیلم تضمینشده‌است . در صورتیکه بخواهم یکی‌از این مسیرها را تاپایان برومطبیعتاً می بایست قید دوتای دیگر را بزنم . به این ترتیب ترجیح میدهم بین این‌ها تعادل برقرار کنم و بتوانمهرکدام را بهیک تراز کیفی استاندارد برسانم . کیفیت محصولآخرین حیاتی است . یک کارگردان فیلم می‌سازد که گیشهرا مال خویش نماید , یکی دیگر دنبال تحسین منتقدان است ,دیگری میخواهد اثر به یاد ماندنی برای نسل‌های آیندهبسازد. ولی ایده‌آل ادغام اینسه‌تا است , دست‌کم از نظرمن .