زندگینامه و عکس های شخصی شهاب حسینی و همسرش + همراه مصاحبه

 

زندگینامه و عکس های شخصی شهاب حسینی و همسرش + همراه مصاحبه

در سایت دانلود عکس جدید به بیوگرافی شهاب حسینی هنرپیشه سینما و تلویزیون و تئاتر متولد ۱۴ بهمن ۱۳۵۲ در تهران است و ۴۴ سال سن دارااست .

تحصیلات و آغاز بازیگری :

او دارنده تحصیلات نا تمام در رشته روانشناسی دانشکده تهران است .
آغاز بازیگری در تلویزیون را از سال ۱۳۷۹ با سریال بعد از باران آغاز کرد و کار سینمایی خویش را از سال ۱۳۸۰ با بازی در فیلم رخساره ساخته امیر قویدل شروع نمود .

شهاب حسینی از به عبارتی اولِ شروعش در بازیگری توانست به خیر و خوبی دیده شود و جوایز زیادی از فستیوال های داخلی و فرنگی اخذ نموده است .

 

او در سال ۱۳۸۷ با بازی در فیلم سوپر استار , سیمرغ بلورین شایسته ترین هنرپیشه نقش اولیه مرد فستیوال فیلم فجر را اخذ کرد . برای بازی در فیلم طلاق نادر از سیمین چیره پاداش خرس نقره ای شایسته ترین هنرپیشه مرد از فستیوال فیلم برلین شد . همینطور وی در فستیوال فیلم کن ۲۰۱۶ با بازی در فیلم فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی , توانست جایزه شایسته ترین هنرپیشه مرد فستیوال فیلم کن را به خویش اختصاص دهد .

او در سال ۹۴ با حضور در سریال شهرزاد در نقش قباد به کارگردانی حسن فتحی توانست بازی دوچندان حرفه ای از خویش ارائه دهد که شاهد حضورش در فصل دوم سریال نیز هم هستیم .

زندگینامه و عکس های شخصی شهاب حسینی و همسرش + همراه مصاحبه

ازدواج و همسر

شهاب حسینی متاهل است و در سال ۷۴ با پریچهر قنبری ازدواج نموده است و حاصل این ازدواج هم دو فرزند پسر است .
ماجرای شناخت شهاب حسینی با همسرش پریچهر

شهاب حسینی : ۲۲ ساله بودم که با کودک های تئاتر دانش گاه تهران فعالیت می‌کردم . تا گذشته از این‌که همسرم را ببینم , قصد ازدواج نداشتم تا این‌که زمان مارا در قبال نیز قرار داد . به وی پیشنهاد آشنایی دادم البته همسرم هیچ اعتقادی به اینگونه آشتی ها و شناخت ها نداشت و بیان کرد : در حالتی که کسی حقیقتا دلداده است و رغبت قلبی چهت نیل به دختر مورد‌علاقه اش داراست ,

بایستی در این سو صادقانه قدم بردارد و بدین ترتیب مورد را با خانواده ام بین گذاشتم و مصمم به ازدواج شدم . پس از ۴ – ۳ ماه نامزدی , عقد کردیم و بعداز ۳ سال اینجانب سیدشهاب الدین ۲۲ساله و پریچهر ۱۵ ساله زندگی مشترکمان را با تمام کم و کاستی هایش آغاز کردیم و تا روز جاری باوجود تمامی موانع و فراز و نشیب ها در تمام بازه زمانی در کنار نیز بودیم .

زندگینامه و عکس های شخصی شهاب حسینی و همسرش + همراه مصاحبه

مصاحبه با شهاب حسینی

نوزاد نیمه شب فصل زمستان

متولد فصل‌زمستان هستم . درست بعداز ۹ ماه متولد شدم , حین میلاد ۳ کیلو و ۷۰۰ گرم وزن داشتم . ساعت به جهان آمدنم نیز ۳ و ۳۰ دقیقه آخر شب بود . بابا و مادرم در جوانی ازدواج کردند , آن ها هنگامی من را به جهان آوردند که مشغول جمع و جور کردن زندگی شان بودند .

سرشکستگی های کودکی

دوران کودکی اینجانب به شیطنت های گوناگون با پسربچه ها سپری شد . مادرم می اعلام‌کرد تو پسر شری بودی . روزی که به خاطر رمز بازی سرم را با نمره ۴ تصحیح کردم , دیدم سرم از ۹ حوزه‌ شکسته است . با اعتنا به این‌که زمان وقوع ۵ – ۴ گزینه از این شکستگی ها را به خاطر نمی آورم ,
اید آن‌ها را به روزگار کودکی ام نسبت اعطا کرد . جز راز از نواحی دیگری همچون صورت و دست و پا نیز بارها مبتلا آسیب های گوناگون شدم .

توپ چرمی عید

در خانواده پدری نوه نخستین بودم . ا رتباط ما با قوم مادرم بیشتر بود تا با اقوام بابا . دوست ندارم از نقطه حیث مهر و محبت کسی را برتر از دیگری بدانم . هر دو خانواده به میزان وسع خودشان محبت می کردند . یادم میاید که مامان پدرم شایسته ترین عیدی ها را می اعطا کرد . یک بار از وی یک توپ چرمی فوتبال عیدی گرفتم . آن موقع این کادو دوچندان ارزشمند بود و هر کسی توپ چرمی نداشت .

زندگینامه و عکس های شخصی شهاب حسینی و همسرش + همراه مصاحبه

عزیزان بزرگ تر از اینجانب

دوستی بخش مهمی از پروسه شکل گیری نگاه و گرانقدر شدن تمامی ماست . علم همگانی اینجانب تا حدودی خیابانی است و محصول رفاقت با همسایه ها . کودکی اینجانب در توا‌ن فاصل در بین دو خیابان هاشمی و سپه غربی سپری شد . دوستی داشتم به اسم رضا که نیز خیلی صمیمی بودیم و نیز به طور پی در پی با نیز کتک کاری می کردیم . ضمن آنکه اهل دوستی با بزرگ تر از خودم بودم , اما مایلم از رفقا به ویژه در مساله متفاوت درس بگیرم ; براساس این منش هم اکنون بخش اعظم دوستانم بالای ۴۰ سال سن دارا‌هستند .

از دست دادن رفیق سابق

دوست نداشتم قلدر محل باشم . با این وجود مدام در عده طفل محل ها به حساب می آمدم . نوجوانی اینجانب حول و حوش خیابان فاطمی سپری شد . هرقدر بزرگ تر می شدم , دایره ارتباطاتم توسعه و گسترش می یافت . درنتیجه به رغبت بعضی نوباوه ها برای انجام شغل های مغایر پی بردم . در آن زمان یکی شایسته ترین دوستانم را به خاطر اعتیاد به مواد مخدر از دست دادم .

کلکسیون ماشین های اینجانب

در مرور خاطرات هر پسربچه ای انگار وجود لوازم بازی ماشین , امری ناگزیر است . مامان اینجانب نیز برایم از این اتومبیل های کوچک لوازم بازی می‌خرید . تیم ای جمع کرده بودم که در آن ۱۵۰ خودرو کوچک به چشم میخورد . هنگام اسباب و اثاث کشی , اثاثیه بازی ها را جا گذاشتم . ۲ هفته بعد که فهمیدم کیسه دربردارنده خودرو ها وجود ندارد , از این زمینه دوچندان اندوهگین شدم .

دور کشور ایران با مادر امدادگر

نخستین دبستان را در مکتب صبح زود تازه گذراندم .  سپس به خاطر عمل مادرم به خرم آباد نقل مکان کردیم ; وی امدادگر سیار بود . سالیان دوم , سوم و چهارم را در خرم آباد خواندم . دوران فراوان بدی بود . از پیکار ناخواسته خاطرات ناگوار ای در ذهنم باقیمانده است . آن موقع این طور حس میکردم که عراقی ها با کشتن مردمان بی سلاح تفریح می نمایند .

زندگینامه و عکس های شخصی شهاب حسینی و همسرش + همراه مصاحبه

شاگرد گوشه گیر کلاس

حضور در یک محیط جنگی , دوری از تهران و اکثریت قبیله به انضمام نگرانی هایی که به خاطر شغل مادرم در آنجا متوجه ما بود , سبب شد تا در بازگشت به تهران حس غریبی کنم و در کلاس پنجم شاگردی آرام و کناره گیر باشم . معلمی که بیشتر از سایر استاد های عصر ابتدایی دوستش داشتم , معلم کلاس پنجم اینجانب بود . در ابتدایی علم آموز متوسطی بودم و هیچوقت مبصری را تجربه نکردم .

تجدید شدن مبصر کلاس

دوران راهنمایی بود , از کودکی درآمده بودیم و می خواستیم شبیه بزرگ ترها رفتار کنیم . همین تغییر‌و تحول حالت به شدت روی درس خواندنم تاثیر گذاشت و سبب شد افت کنم . سال دوم راهنمایی بودم که در درس های ریاضی , علوم و عربی کارم به شهریورماه کشید . در راهنمایی هم ورزشم فوتبال بود و این بار مزه مبصری را چشیدم . سال سوم من را مبصر کلاس مان کردند .

دیپلم با اعمال شاقه

نزدیک امتحانات ثلث سوم سال سوم متوسطه بود که به شدت مبتلا بیماری یرقان شدم . حالم به قدری حاد بود که نمی توانستم از منزل بیرون شوم . معده ام چه بسا
آب میل کردن را نیز پس می زد . به خاطر بیماری نتوانستم در امتحانات شرکت کنم . به همین خاطر سال سوم را دوبار خواندم و آخر و عاقبت دیپلم را با میانگین نسبتاً خوبی گرفتم .

یک روانشناس در راه کانادا

آنقدر به خودم اطمینان داشتم که تنها در کنکور سراسری شرکت کردم . مطمئن بودم که پذیرش میشوم , البته نشدم . سال آنگاه در دانشکده آزاد مجوز ورود به حرفه بازیگری را به دست آوردم . ولی آن موقع چون این رشته برایم مطرح نبود , شکیبایی کردم تا نتایج سراسری نیز مشخص و معلوم شود . با قبولی در فن روانشناسی به دانش کده سراسری نقل مکان کردم . دو سال درس خواندم و آنگاه انصراف دادم . عمویم مقیم کانادا بود . قصد داشتم هرچه پرسرعت تر به وی برسم و در کانادا ادامه علم آموزی بدهم . همین تصمیم سبب شد تا درس را نصفه کاره رها کنم . حال که به قبلی ها اندیشه میکنم , می‌بینم درس شیرینی را رها کردم .

زندگینامه و عکس های شخصی شهاب حسینی و همسرش + همراه مصاحبه

راننده پرمسوولیت ارتش

برای مهاجرت به بیرون ۱سال سعی کردم . وقتی نشد , رفتم سربازی ; به‌این آرزو که پس از پایان خدمت بروم . افتادم ارتش . در تیپ ۶۵ نیروهای ویژه خدمت , کردم و راننده بودم . رانندگی در خدمت , عمل طاقت فرسا و پرمسوولیتی است .

معافیت به خاطر بیماری

بعداز ۱۸ ماه خدمت مبتلا خون ریزی معده شدم . من را به بیمار‌ستان ۵۰۲۲ منتقل کردند . آنجا به اینجانب گفتند تو نباید به خدمت می آمدی . تو به خاطر حال و روز معده ات می توانستی از معافیت پزشکی استفاده کنی . باتوجه به بیشتر هایی که خورده بودم ترجیح دادم معاف شوم . این مدل بود که رمز ۱۸ ماه با خدمت خداحافظی کردم .

 

 

زندگینامه و عکس های شخصی شهاب حسینی و همسرش + همراه مصاحبه

در سربازی شیفته پریچهر شدم

راستش در دوران سربازی بود که شیفته شدم . دلداده همسرم . همین زمینه تحمل سربازی را برایم مشقت بار میکرد . افسری که نمی‌خواهم اسمش را ببرم متوجه این روایت شد و تا می توانست به مالامال و پایم پیچید تا آزارم دهد . راننده ها در حین استراحت شان نباید نگهبانی بدهند ,با این وجود وی من‌را می فرستاد سر پست تا نتوانم مرخصی بگیرم و از پادگان بیرون شوم . همسرم ( پریچهر ) را در دانشگاه دیدم . یک روز از سربازی مرخصی گرفتم تا خصوصی به رفقای دانش جو بزنم . دیدم دختر خانم خوشگل , بی آلایش و محجوبی درگیر مطالعه کتاب هایش است . هرچه خواستم با وی رابطه برقرار کنم , نشد که نشد . با این وجود در نگاهش چیزی دیدم که تشویقم کرد به ادامه راهی که سبب به ازدواج شد .

خانواده یا این که بازیگری

فعالیت ما به قدری طاقت فرسا است و دوری از خانواده در آن به چشم می‌خورد که گهگاه می‌بینم چقدر بابت این قضیه شرمنده زن و نوپا هایم شده ام . یک بار هنگامی پسرم را دیدم غرق حیرت شدم . لحظه ای تامل کردم وی چقدر بزرگ شده و اینجانب این را ندیده ام . خانواده اینجانب درین سال جاری سال‌ها از این مساله مضاعف آسیب دیده اند و خوب که تامل میکنم از خودم میپرسم حقیقتا این امور قیمت این آزار اجباری خانواده را داشت یا این که نه؟!

روشن شدن تکلیف تجرد

شماری از جوانان میگویند تا جوانی می بایست جوانی کنی , براین اساس بایستی با تاخیر بدن به ازدواج بخشید . هیچ زمان این یقین را قبول نداشته و ندارم . مدام مایل بودم تکلیفم خیلی زود معین شود , به همین بهانه اینجانب نیز مانند بابا و مادرم در اولِ دوران جوانی ازدواجکردم .

زندگینامه و عکس های شخصی شهاب حسینی و همسرش + همراه مصاحبه

ازدواج بدون سنگ اندازی

خانواده اینجانب و همسرم از دید تقسیم بندی های اجتماعی هم گروه بودند ; به همین خاطر تخت‌گاز با هم صمیمی شدند طوری که پدرخانمم می گفت ما دخترمان را با پسر شما عوض کردیم . هیچ کدام سنگی جلوی پای ما نگذاشتند . مهریه نیز به میزانی انتخاب شد که اینجانب و همسرم روی آن توافق داشتیم . اینجانب و همسرم در همگی مورد ها با نیز توافق داریم . وی مشکل‌ها کاری من را خیلی عالی فهم و شعور می کند . همسرم مدتی در فرهنگسراهای بانو و شفق گریم درس می بخشید . ضمنا نقاش نیکی نیز است .

اتودهای باستان شناس اسبق

هنگامی دوست داشتم باستان شناس شوم . این احساس به مرور نابودشد و جایش را به بازیگری اعطا کرد . فی مابین سالیان ۷۱ تا ۷۲ بود که در کلاس های استاد سمندریان شرکت کردم . ضمن دستیابی به فوت‌و‌فن بازیگری , این کلاس ها محاسن دیگری نیز برای ما داشت . به خاطر شرکت در کلاس های بازیگری مدرس بود که جثارت کردم شغل های گوناگون را اتود بزنم . ترسم از بازی در حضور جمعیت جاری شد و صاحب و مالک اعتمادبه نفس شدم .

ستاره ها در دانشگاه

در دانش گاه با طفل های دانش گاه هنر , تئاتر فعالیت میکردم . از آن جمع با تقوا پیروزفر و یوسف تیموری به بازیگرانی مطرح تبدیل شدند . او‌لین فعالیت چهره ای اینجانب برنامه زنده اکسیژن بود که در آن اجرا کننده بودم . این برنامه زمان خودش مخاطبان متعددی را جذب کرد .
برای اجرا در کانال های ۲ و ۳ و چه بسا استکان جم صاحب و مالک برنامه شدم . اما در آن عصر و در اجراهایم بیشتر یک اجراکننده هنرپیشه بودم که برایم جذابیت متعددی داشت . زمانی تماشاگر از کارم راضی است لذت می‌برم , البته هرگز کاری که انجام داده ام به نظرم آرمانی و ایده آل وجود ندارد . به نظرم مدام می توان خوب تر بود .

زندگینامه و عکس های شخصی شهاب حسینی و همسرش + همراه مصاحبه

فیلم های سینمایی شهاب حسینی

  • امتحان نهایی (۱۳۹۵)
  • لابی (۱۳۹۵)
  • برادرم خسرو (۱۳۹۴)
  • چهارشنبه (۱۳۹۴)
  • سایه‌های موازی (۱۳۹۴)
  • فروشنده (۱۳۹۴)
  • دوران عاشقی (۱۳۹۳)
  • طعم شیرین خیال (۱۳۹۳)
  • پنج ستاره (۱۳۹۲)
  • ساکن طبقه وسط (۱۳۹۲)
  • آشغال های دوست داشتنی (۱۳۹۱)
  • حوض نقاشی (۱۳۹۱)
  • هیس! دخترها فریاد نمی زنند (۱۳۹۱)
  • من و زیبا (۱۳۹۰)
  • یکی می خواد باهات حرف بزنه (۱۳۹۰)
  • آفریقا (۱۳۸۹)
  • برف روی شیروانی داغ (۱۳۸۹)
  • جدایی نادر از سیمین (۱۳۸۹)
  • خانه پدری (۱۳۸۹)
  • سوت پایان (۱۳۸۹)
  • پرسه در مه (۱۳۸۸)
  • آناهیتا (۱۳۸۷)
  • حوالی اتوبان (۱۳۸۷)
  • درباره الی (۱۳۸۷)
  • دل شکسته (۱۳۸۷)
  • سایه وحشت (۱۳۸۷)
  • سوپراستار (۱۳۸۷)
  • نیلوفر (۱۳۸۷)
  • پرچم های قلعه کاوه (۱۳۸۶)
  • محیا (۱۳۸۶)
  • ایستگاه بهشت (۱۳۸۵)
  • بچه های ابدی (۱۳۸۵)
  • غیرمنتظره (۱۳۸۵)
  • قصه عشق (۱۳۸۵)
  • باغ آلوچه (۱۳۸۴)
  • پیشنهاد ۵۰ میلیونی (۱۳۸۴)
  • قتل آنلاین (۱۳۸۴)
  • رستگاری در ۲۰/۸ دقیقه (۱۳۸۳)
  • گرداب (۱۳۸۳)
  • الهه زیگورات (۱۳۸۲)
  • شمعی در باد (۱۳۸۲)
  • این زن حرف نمی زند (۱۳۸۱)
  • زهر عسل (۱۳۸۱)
  • واکنش پنجم (۱۳۸۱)
  • آدمک ها (۱۳۸۰)
  • رخساره (۱۳۸۰)زندگینامه و عکس های شخصی شهاب حسینی و همسرش + همراه مصاحبه

سریال های شهاب حسینی

  • شهرزاد (فصل ۱ و ۲)
  • پس از باران ۱۳۷۹
  • همسفر ۱۳۸۰
  • پلیس جوان ۱۳۸۰
  • تب سرد ۱۳۸۲
  • مدار صفر درجه ۱۳۸۵
  • رقص پرواز ۱۳۸۵
  • شوق پرواز ۱۳۸۸
  • سرزمین کهن (کمال تبریزی، ۱۳۸۹)

 

زندگینامه و عکس های شخصی شهاب حسینی و همسرش + همراه مصاحبه

زندگینامه و عکس های شخصی شهاب حسینی و همسرش + همراه مصاحبه