گالری عکس های رضا عطاران و همسرش+زندگی نامه و گفت وگو

در این مطلب از وبسایت دانلود عکس جدید از آلبوم عکس مطلبی در زمینه ی عکس های رضا عطاران و همسرش+زندگی نامه و گفت وگو مطرح شده است , همینطور برای مشاهده مقاله ها بیشتر در بیوگرافی از وب سایت دانلود عکس بازیگران مقاله ها بیشتری را مشاهده فرمائید .

تک عکسهای رضا عطاران

بیوگرافی و زندگینامه

آقای رضا عطاران بازیگر و نویسنده توانا و کارگردان معروف جمهوری اسلامی ایران متولد بیست اردیبهشت ۴۷ در مشهد به دنیا آمدهاو فرزند سوم خانواده میباشد و دو خواهر از خودش بزرگتر دارد و او مادر خود را همان اول تولدش در زلزله از دست داد بود .وی ازدواج کرده و متاهل میباشد.آقای عطاران دیپلم  خود را از مشهد مقدس گرفت. و بقیه تحصیلات  خود را در رشته طراحی صنعتی به  تهران آمد.و دانشگاه هنرهای زیبایی مشغول تحصیل شد.

اولین کار اصلی رضا عطاران در دهه ۶۰ در مشهد با آقای حسن حامد آغاز کرده اند

آقای رضا عطاران برای اولین بار در سال ۷۲ در مجموعه پرواز پنجاه و هفت به کارگردانی آقای مهران مدیری و خانم شیرین جاهد جلوی دوربین بازی کرد. و اولین مجموعه تلویزیونی خویش در سال ۷۸ با نام سیب خنده شناخته شده

وی خیلی مدتی هست  که کاری برای تلویزیون نساخته  و نه در تلویزیون آمده است

رضا عطاران سال ۹۲ در سی و دومین جشنواره فیلم فجر برای طبقه حساس برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد شد.
وی در سال ۹۲ برای اولین بار در جشنواره فیلم فجر برنده سیمرغ بهترین بازیگر  مرد شد.

ازدواج و همسر رضا

وی در سال ۷۳ با خانم فریده فرامرزی ازدواج کرد. که او هم از بازیگران سینما و تلویزیون میباشد .این زوج بچه ای ندارند .
آقای رضا عطاران میگویند: من علاقه زیادی به بچه داریم ، وقتی بچه ها را می بینم حسودام میشه. فرزند قشنگ ترین موجود در روی زمین است. اما اگر قرار باشد  بچه دار بشیم یا نشیم به نظرم نبودن بهتر است. ما قبل از اینکه عقد و ازدواج کنیم، با هم دیگر به فرزند دار نشدن به توافق رسیدیم

عطاران با همسر خود در فیلم استراحت مطلق هم بازی بود که تماس بدنی این زوج در آن فیلم جنجال ساز شد.

آقای رضا عطاران و همسرش در فیلم استراحت مطلق با همدیگر بازی کرده بوده اند که یک تماس بدنی  در این فیلم  حاشیه ساز شد.

 عکس فریده فرامرزی

 سن فریده فرامرزی

تنبلم، کم می‌نویسم

اغلب مجموعه و سریال های که تا الان درست کردم خودم نوشته ام همه کارهای نویسندگی و بازیگر ساعت خوش را به تنهایی انجام دادم.ولی چون  آدم بسیار تنبلی هستم،زیاد نویسندگی نمیکنم ، اولین طرح فلیم خوابم میاد  متعلق به آقای حمید نعمت الله و همسرش بوداولین طرح فلیم که چهار سال پیش نوشته بودند بعد از آنکه آقای رفیعی بازنویسی کردند من خیلی وسوسه شدم و بعد از بازنویسی نهایی  تصمیم گرفتم این فلیم را بسازم.

کارگردانی یا این که مو‌هایم را می گیرد یا این که سفید می کند
گرایش و عشق مهم اینجانب به بازیگری است تا کارگردانی و نویسندگی ; به جهت وجود واژه بازی در بازیگری که اسمش رویش است . بازیگری برای اینجانب مانند یک سرگرمی است که صرفا در یک قسمت مسئولیت پیدا میکنیولی هنگامی کارگردان باشی , مسئولیت تمام جزئیات فعالیتبر گردن توست . حقیقتا بد از هر کاری که کارگردانی‌اش برعهدهاینجانب است , از موهای سفیدی که در سر و صورتم پدیدارمیگردند و کچلیای که بیش تر می گردد , در پی فشار فعالیت, کاری  و مسئولیت متعددی که پشت سر گذاشته‌ام  هنگامی کارگردانی , می بایست حواست به همهجا باشدالبته زمانی قرار است بازی هم کنی , مانند بازی‌های دورانبچگی‌ات می ماند که انگار از همگی چیز و همگی کس فارغ می‌شوی و حس خوشحالی داری ; بازیگری برای اینجانب یکراه و روش گریز عالی از مشکل‌ها منزل و زندگی است ; به هیچ وجه برای فراروگریز از زندگی سراغ بازیگری آمدم .

فیلم اینجانب و خاطرات دوران کودکی‌ام
بخش متعددی از دوران کودکی‌ام را در «خوابم می‌اد» به تصویر کشیدم ; مثل‌‌ به عبارتی صحنه‌ای که سرهنگی در کوچه‌مان زندگی می کنید  از نگاه مالی موقعیت جالبی داراست , توانسته در آن فرصت تلویزیون بخرد و هفته‌ای یکبار که برنامه کودکان یا این که برنامه‌های جذاب از تلویزیون پخش میشود , اجازه می دهد اهل محل به خانه‌اش بیایند و تلویزیون ببینند . ولی خاطراتی از این دست خیلی بسیار دارمالبته می بایست از آن‌هایی استفاده می کردم که به ماجرای داستانمان می خورد و ماجرا را پیش می برد . زیرا قصه ما ,در رابطه واهمه رضا ( کاراک‌تر با اهمیت فیلم ) , به یاددزدی‌ای که می بایست انجام بدهد و این مساله بود به این ترتیب بایستی بوسیله عناصری که در فعالیت وجود داشتقصه را پیش می‌بردیم , به همین علت نمی‌توانستم بخش اعظمی از خاطرات روزگار کودکی‌ام را درین فیلم به فعالیتببرم . بیش تر تلاش کردم آن بخش‌هایی که به داستانمان نزدیک است را به کار ببرم , مانند آن چکیده که از منزلهمسایه‌مان دزدی می کنم یا این که آن دختر همسایه که در فیلم میبینیم و
اینجانب اعتراف می کنم

در رابطه این‌که می گویید در زندگی حقیقی و واقعی خودمنیز پیش آمده به جهت مسئله‌ای دست به دزدی بزنم یا این که خیر بایستی بیان‌کنم جدی‌ترین موردش همانی بوده که در فیلم میبینیم , وگرنه حال حاضر همگی به طنز میگویندبرویم بانک بزنیم پولدار شویم و… ; شرایط فعلی بیشترشوخی است! خیر این‌که بیان کنم اینجانب خیلی انسانسالم یا این که درستکاری‌ام , واقعیتش این است که از دزدی بیزارم .

ولی دزدی و شغل های دیگر اعم از چیزهایی میباشند کههمگی آدم‌ها به نوعی مورد انجامش را دارا‌هستند و احتمالاهمه‌مان در آینده بر اثر اتفاقی که نمی‌دانیم چه می‌باشد ,دست به کارهایی از این جنس بزنیم . وضعیت خیلی چیز‌ها را عوض می نماید و بار‌ها در اطرافمان آدم‌هایی را دیده‌ایم کهاحتمالا خودشان نیز تصور نمی‌کرده‌اند روزی ناچار شوند دست به کارهایی بزنند که از جنس خلاف می باشند ولی این حادثهبرایشان افتاده! هیچ چیز قابل پیش گویی نیست و صرفا اینخود آدم‌ها میباشند که می‌فه‌مند در درونشان چه اتفاقی درحال حاضر رخ دادن است . احتمالا بسیاری باشند که از نگاه خودشان انسان‌های مثبت , تندرست و درستکاری میباشندالبته هنگامی در مو ضوع , پست یا محبوبیت قرار میگیرند و شرایطشان عوض می گردد , دیگر آن انسان دیرین نباشند و کارهایی بکنند که خودشان نیز از خودشان انتظار نداشته‌اند!

عکس رضا عطاران

میشد خوبتر از این هم این فیلم را ساخت

با وجودی که شرایطمان هنگام ایجاد «خوابم می‌اد» خیلی ایده آل نبود ولی ‌‌نهایت سعی‌ام را کردم تا کار خو بی از آب دربیاد واقعه خوبی در سینمای کشور‌ایران بیفتد ولی به نظرم کیفیت این فعالیت را چه بسا تا ۲ برابر نیز میشد ارتقاءبخشید . در رابطه دلایلش نیز خوبتر است صحبت نکنم زیراچیزی وجود ندارد که به تماشاچی مربوط باشد ; برایتماشاچی سود کار و تاثیری که فیلم  ریشه میگذارد با اهمیتاست , نه این‌که چه اتفاقی پشت صحنه برای ما افتاده است .واقعیتش نتیجه فعالیت آنچنان که می بایست به دل خودم نچسبید و می شد به مراتب خوب تر این فیلم را ساخت ولیمتاسفانه شرایطمان به هیچ عنوان ایده آل نبود!

در هر وضعی باشم , راضی‌ام

بیشترین خصوصیات مشترک بین اینجانب و کاراکترهایی که تا روز جاری بازی کرده‌ام , به کاراکترم در فیلم هوو مربوطمی گردد که حس می کردم بیشترین درصد نزدیکی با روحیات و شخصیت حقیقی و واقعی خودم را دارااست ; ولیمنظورم این نیست که کارهایی که آن کاراک‌تر میکرد رااینجانب نیز انجام می‌دهم! بلکه هم اکنون  که آنانسان داشت نظیر راحت بودن , ونبودن مال و منالجهان آنقدر که دوست ندارد هیچ چیز بین باشد و چه بسا ازاین‌که پول به دستش بیاد بدش می آید , این‌که دوستداراست اکنون در  زندگی کنی  و از هر اتفاقی که میفتد حتیدر صورتی بد‌ترین هم باشد , لذت ببری و…  یکنمونه دارم که با تکرارش در ذهنم , تلاش می کنم خودم را ازحالت مو جود راضی نگه دارم ; با این مضمون که چنانچهوضعیت جهان به گونه‌ای بود که بعداز متولد شدنم می‌انداختنم در یک اتاق ۲ در ۲ متری باز نیز تلاش می کردمبهم خوش بگذرد!

رضا عطاران جدید

امیدوارم فیلمی به یاد ماندنی شود

«خوابم می‌اد» به جهت استفاده از یک سری تکنینک‌هایمانند صدای نریشن یا این که دیدن خاطرات و تلفیقش بازمان درحال حاضر و پیش بردن هم زمان ماجرا با ۳ ماجراگوناگون , از آن نوع فیلم‌هایی است که در سینمای جمهوری اسلامی ایران کمتر حادثه افتاده‌اند , حس کردم این فیلم می تواند شکلی را به وجود بیاورد که در سینمایمان بسیار کم رخداده و در صورتیکه خوب دربیاد , امکان تبدیل شدن به یک فیلم به یاد ماندنی را دارااست .
اکبر عبدی منجر شد فیلممان غیر تکراری باشد

تمام ذهن و تصمیم‌هایم در زندگی از ریسک سرچشمه میگیرد, در کل انسان اهل ریسکی هستم و در حالتی‌که یقین کنید ,اول هر که برای نقش مادر رضا به ذهنم رسید , اکبر عبدی بود! دلیلش را نمی‌دانم البته انگار ناگهان در ذهنم اتفاقاتیافتاد که به‌این فیض رسیدم اکبر عبدی شایسته ترین آیتمبرای ایفای این نقش است ; این فعالیت نه فقط یک ایدهجدید بود بلکه پیامدهای زیاد خوبی به همراه داشت . یکیآنان رابطه خانوادگی است که مدام در سینمای کشور ایران با محدودیت‌ها و مشکلاتی رو به رو بوده و دوست داشتم نشان دهم در صورتی‌که این مشکل ها نباشد , چقدر در مراحل فیلم تاثیر مثبتی خواهد گذاشت . مانند ارتباط زن و شوهر , بابا و پسر , مامان و

و ارتباطاتی که در فیلم‌ها می باشد البته هیچ گاه باورشان نمی‌کنیم! با تعیین اکبر عبدی برای این نقش , دستمان براینمایش دادن ارتباطات انسانی باز بود . از طرفی زمانی تمامیاین اتفاقات را در فیلم می‌دیدیم , حس تازگی می‌کردیم و اینفراوان دارای اهمیت است زمانی فیلم میبینید , حس نمائیددارید یک چیز غیر تکراری میبینید . کدام از دلایلی کهاکثری از فیلم‌ها یا این که سریال‌های عالی هیچ زمان دیدهنمی شود همین است ; به عنوان مثال زمانی یک سریالجدید را می بینیم , فکر‌می کنیم همانی است که سال پیش دیده‌ایم ; زیرا زن و شوهر , یا این که چند ین سال پیش دیده‌ایم! همین باعث می شود نفهمیم این یک سریال جدیداست! به نظرم حضور اکبر عبدی در نقش یک مادر اتفاقی بود که به فیلم تازگی می‌داد و برای تماشاگر زیاد جدید بود
نمی شد فعالیت را جدی بگیریم

زمانی به تهیه و تنظیم کننده فیلم  آقای محمدرضا تخت کشیان  و بقیه عوامل گفتم تصمیم دارم برای نقش مادر رضا از اکبر عبدی استفاده کنم , از این توصیه شوکه شدند! یکیاظهار کرد ایده خوبی است , دیگری اذعان کرد نمی شود و…! به هر صورت آقای عبدی را آوردیم و ایشان با تیز هوشی بالایی که داراست , بعداز سخن با ما قرارداد نبست و گفتنخستین بایستی یک گرد هم آیی بگذاریم و گریم کنم ; آنگرد‌همایی را برقرار کردیم و ایشان یک روز بعد از ظهر آمد و گریم به وسیله ایمان امیدواری روی صورتش انجام شد .

آنگاه بود که از این نقش خوشش آمد . بعداز پایان فعالیت ,آقای عبدی با‌‌ به عبارتی گریم و لبا س رفت منزل تا ببیندواکنش همسایه خانه‌شان نسبت به‌این حادثه چه است .بعد بود که برای این فعالیت با وی قرارداد بستیم . به نظرم بزرگ‌ترین خصوصیت «خوابم می‌اد» حضور متعدد اکبر عبدی است که زیاد خوب از پس نقشش برآمد . فکرمیکنم فقطجایزه‌ای که از‌‌ روز نخستین فستیوال صاحبش قطعی بود , نقش اکبر عبدی بود ; زیرا نمی‌توانستی هیچ نقصی در آن پیدا کنی و ایرادی از آن بگیری . در کل حضور اکبر عبدی در‌اینفیلم چه تحت عنوان هنرپیشه و چه پشت صحنه آنقدر جذابو خاص بود که هرچه تلاش می‌کردیم فعالیت را جدی بگیریمنمی شد . حقیقتا با حضور ایشان به همه‌مان خوش می‌گذشت. مسلما زیرا بازی روبه روی یکدیگر متعددی داشتیم , بار‌هااتفاق افتاد که نتوانیم خنده‌مان را در دست گرفتن کنیم!

 فریده فرامرزی در بزنگاه

عکس های رضا عطاران و همسرش+زندگی نامه و گفت وگو

خوش به حالا اکبر عبدی

چرا می بایست دروغ بگویم؟ حقیقتا آن هنگامی که اکبر عبدی در فیلم‌هایی نظیر ای ایران , آدم برفی ,دزد عروسک‌ها , دلشدگان ,هنرپیشه , مادر و… بازی می کرد , هیچ زمان تصور نمی‌کردم روزی قرار است در فیلمی بازینماید که خودم کارگردانش هستم! حقیقتا خوش به حالا اکبر عبدی که در شایسته ترین فیلم‌های تاریخ سینمای کشور‌ایران, آن نیز در کنار بزرگ‌ترین کارگردانان بازی نموده است .نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که فیلم‌هایی با این کیفیت ساختاری ,آن طور که می بایست دیده نشده‌اند! چه بسا دیده‌ایم خودشنیز در مراسم اختتامیه فستیوال بدین قضیه اعتراض کرد واسم فیلم‌هایی که به زبان میاورد و از اعتنا نشدن به‌شان دلگیر بود چقدر بزرگ و حساس بودند . بدین انسان صرفا بایستیغبطه خورد , همین…

من و مهران مدیری؟ ممکن است سال سپس

در هر حال رئیس ما «ساعت خوشی»‌ها مهران مدیری بود که هنوز نیز منزلت خودش را محافظت کرده و سردمدار ماست .از نخستین نیز وی بود که همه ما‌را بدور هم جمع کرد و آنکا ر را آغاز کردیم . فکرمیکنم مهران مدیری به خاطرپیگیری سبک خاصش , تک خال است و نمی‌توانی تصور کنی یک نفر در یک مورد و ژانر این همه پیگیری نماید و مدام نیزچیره باشد . مدام در ذهن جفتمان بوده که یک فعالیتمشترک دیگر با هم فعالیت کنیم . چه بسا قرار بود در پاورچین بازی کنم که به خاطر این که سر فعالیت دیگری بودم شرایطم مهیا نشد یا این که یک مورد دیگر نیز پیش آمد که باز نشد! درهرصورت هیچ مشکلی بین ما نیست , چه بسا احتمال دارد سال دیگر این حادثه تعیین شود .
دوست دارم از آدم‌ها استفاده کنم

از جایگاهم راضی‌ام اما در هرصورت حالت است دیگر ; چه بگویم؟ این‌که ‌‌نهایت اینجانب چه جایگاهی است , اعم ازچیزهایی است که مدام به آن می‌پندارم ولی در پاسخ دادنش می‌مانم! حتما اینجانب نیز به مقام امروزم فکرمی کنم و برای خوب تر شدنش , پیش خودم فکر میکنم و تصمیم می گیرم . برخی وقت‌ها که میپندارم , می بینم تولید احساسطراوت در کار‌ها , شایسته ترین رخداد برای بیننده خواهد بود که با دیدنش متوجه شود دارااست یک فعالیت جدید می‌بیند .دوست دارم مدام از آدم‌ها بر تر استفاده کنم , هر کسی به درد کاری میخورد و مطلقا تمامی آدم‌ها قابل استفاده‌اند .صرفا پیدا کردن مقام صحیحشان است که شاید یک اندازهدشوار باشد . برای مثال در فعالیت ما با توجه به وضعیت ,تصمیم می گیریم برای مثال فلان فیلمبردار که خیلی نیزخوب است و فعالیت بلد , تکنیکش به درد این کار نمیخورد وشاید زخم بزند , به این ترتیب با یک تعیین مطلوب ,می‌توان موفقیت را تضمین کرد . همگی این‌ها برای انساندرگیری فکری درست می‌نماید .
آقای گیتی جاه از کوچه اقاقیا آمد

رمز سریال کوچه اقاقیا بود که چندین روزی افتخار همیاریبا آقای ناصر گیتی جاه را داشتم ; مدام وقتی یک‌سری بازیگران را می بینم که حس می کنم آن استعداد ناب بازیگری را دارا‌هستند تا روی که حس کنم وقتش رسیده , برای تنوع در کارم با آن ها همیاری میکنم . به نظرم «خوابم می‌اد» بهترین حالت برای استفاده از ناصر گیتی جاه در نقش پدر رضا بود .شرایط کنونی یکی‌از مشخصه‌های خو بی کار , حضور ایشان است .

عکس رضا عطاران و همسرش و دخترش

 رضا عطاران در گذشت

آن‌هایی که سیمرغ گرفتند و فراموش شدند

آدمی نیستم که بخواهم برای زندگی‌ام برنامه ریزی کنم زیرازندگی کردن و خوش گذراندن در درحال حاضر را به هر چیزی ترجیح می ‌دهم , برای همین خودم نیز نمی‌توانم حدس بزنم سال بعد در کاری مانندتوفیق اجباری بازی خواهم کرد یا این که قرار است فیلمی بسازم که به واسطه‌اش ۲ ماه با عواملمان تنها خوش بگذرانیم! با تمامی این تفاسیر , این در ذهنم می‌باشد که فرایند خوب امروزم را برای سال بعد از آننیز نگه دارم اتفاقاهای بهتری برایم بیفتد . آری , سیمرغ یا این که جوایزی از این دست باعث دردسر خیلی از بازیگر‌ها شده ,نمی‌توانم نام کسی را ببرم زیرا ممکن است سبب دلخوری این هنرپیشه شود ولی طیف بسیار متعددی از بازیگرانمان بوده‌اند که پس از دریافت سیمرغ و وسواس‌های بیشتراز حدی که در گزینش کار‌ها برای خودشان اعمال کرده‌اند , خیلی وقت از خاطر همه فراموش شده‌اند!اکثری از این آدم‌ها چون اولِ راه‌شان بوده و با کارجدید  آغازکرده‌اند و خواسته‌اند با واسواس خاصی جلو بروند , ترمزشان کشیده شده و برای مدام از بدور بیرون شده‌اند!

از هیچ کس مشورت نمی‌گیرم ولی به تمامی مشورت کردنمی‌دهم!

متاسفانه هیچ گاه برای کارهایی که تصمیم دارم بسازم از کسیمشورت کردن نمی‌گیرم و یک جورهایی انسان خودرایی هستمالبته مدام تلاش میکنم به بقیه افراد برای کار‌هایشانمشورت کردن بدهم . ولی این ویژگی , تنها هنگام تعیینهنرپیشه و بقیه عوامل موجود است وگرنه زمانی فعالیت آغازمی شود , از تک تک ایده ها و پیشنهادات بازیگران و دیگر عوامل ‌‌نهایت استفاده را میکنم . به هیچ عنوان نیز بهم برنمی خورد یک نفر هنگام فعالیت نظر بدهد زیرا مدام شایسته ترین اتفاق‌ها در همین گفت‌و‌گو‌ها و بده بستان کردن نظر‌هاصورت می دهد . ممکن است نصف اتفاق‌های عالی همین فیلم «خوابم می‌اد» , به اینجانب وابستگی نداشته باشد! زیراحین کار همیشه پیشنهاداتی مطرح می شد که در صورتی‌کهحس می کردم عالی است , در اجرا عالی درمی آوردمش .
دوست داشتم در «درباره الی…» بازی کنم

چندین جا سوای هیچ تعارفی گفته‌ام دوست داشتم در «درباره الی…» اصغر فرهادی بازی میکردم یا این که مدام به بازی‌هایدرخشان مرحوم خسرو شکیبایی غبطه خورده‌ام . خسروطاقت به خاطر شخصیت وجودی‌اش خیلی خاص بود . مدامیاد گرفته‌ام از ایشان و سایرافراد چیزهای خوب وجودشان راخارج بکشم و به خودم طولانی تر کنم تا یکی شوم نظیرخودشان .

رضا عطاران

خودم نیز میدانم دیگر آن رضای سابق نیستم

شرایط کنونی که نگاه میکنم , به نظرم زمانی جوان‌تر بودم ,برای مثال در دوران دانشجویی , خیلی بشر بهتری بودم! چه بسا «خوابم می‌اد» نیز فیلمی بود در ستایش درستکاری که شخصیتی به اسم رضا تا به حالا در زندگی‌اش مغایر نکرده وزیرا در‌ستکار است , بایستی پایان فیلم بمیرد! بعید است در یک فیلم کمدی ببینیم شخصیت اصلی‌اش بمیرد! به نظرم درین حالت در صورتی‌که بخواهی زنده بمانی یا این کهبایستی تیز هوش . این نفکرات , نتیجه اتفاق‌ها و قوانینیاست که در زندگی‌ام با آن روبه رو شده‌ام , خودم هم می دانمآن رضای دیرباز نیستم! مشخص و معلوم است که دوست داشتم‌‌ به عبارتی شکلی بودم . ابدا انگار آدم از هنگامی متولدمی گردد , هر چه جلو‌تر میرود خصوصیات خود از وی کممی‌شوند! زندگی مثل جاده‌ای میماند که ابتدایش آدم بارعالی و ارزشمندی با خویش به همراه دارااست ولی طی مسیر ناچار میشود بارش را همیشه این ور و آنور جاده خرجنماید و زمین بگذارد . راستگویی , درستکاری , تندرست بودن ,اخلاقیات و… از آن خصوصیتا مهمی میباشند که حین خط مش از آدم اندک میگردند .
هنگامی ازدواج می کنی بایستی خودت را تصحیح کنی

حقیقتا به آن دیالوگی که در بی‌خود و بی‌جهت می گویم تمامی مشکلات از خانم‌ها سرچشمه میگیرد اعتقادی ندارمالبته در قصه فیلم میبینیم کلیه دردسر‌ها به خاطر آن هاست!در حالتی‌که محسن ( نام کاراکتری که عطاران در فیلم بازی کرده ) و دوستش ( احمد مهرانفر ) را‌‌ رها کنی , دوست دارا هستند در آن وضعیت دشوار اسباب و اثاث کشی بوستانبروند و خوش بگذرانند! ولی فسلسفه ازدواج این است